امام زمان در قرآن و ويژگي یاران امام زمان و درباره امام زمان (کامل)

۩ آیات ١
« و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين/ و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا يحذرون »
« و ما اراده مي كنيم بر كساني كه در زمين ضعيف گرديده اند منت گذاريم، و آنان را روي زمين حكومت بخشيم و آنچه را كه فرعون و هامان و لشگريانشان را بيم داده بوديم از آنان بنمايانيم. »
در بخش سوم «نهج البلاغه» مولا علي بن ابيطالب عليه السلام چنين آمده: لتعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها: پس از آنكه دنيا مانند شتر تند خوئي كه از فرزند خود ميگريزد از ما گريخت سرانجام به سوي ما باز خواهد گشت.
۩ آيات۲
پس از اين بيان حضرت علي عليه السلام آيه زير را تلاوت فرمودند:
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين /
« وعد الله الذين امنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض – كما استخلف الذين من قبلهم – و ليمكنن لهم دينهم الذي ار تضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبد و نني لايشكرون بي شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون»
در تفسير (مجمع البيان) طبرسي و (تفسير عياشي) و تفاسير ديگر آمده كه حضرت امام علي بن الحسين عليه السلام اين آيه را خواند، آنگاه فرمودند: « آنان – به خدا قسم – شيعيان ما اهل البيت هستند كه خداي تعالي اين خلقت بخشيدن به آنان را به دست مردي از خاندان ما – كه مهدي اين امت باشد – انجام خواهد داد. مهدي همان كسي است كه رسول خدا صلي الله علیه و آله درباره اش فرمود: اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداي تعالي آن را آنقدر طولاني سازد تا آنكه مردي از عدل و داد پر كند، آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد»
۩ آيات٣
« و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون »
« و ما در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان صالح ما به ارث ميبرند. »
گو آنكه مفسران در معناي « زبور » اختلاف نموده اند و نيز درباره كلمه « ذكر » نيز في الجمله اختلافاتي وجود دارد؛ اين اختلافات، اساسي و ريشه اي نيست. خواه مقصود از «زبور» اينجا كتاب آسماني نازل شده بر پيامبر خدا حضرت داوود عليه السلام باشد و خواه هر نوع كتاب آسماني كه بر انبيا نازل گرديده است – همچنين اين كه مراد از كلمه « ذكر » در اين آيه، تورات باشد يا قران و يا لوح محفوظ – به هر حال معني آيه در حد قول مفسران اين است: ما در كتابهايي كه بر انبيا نازل كرديم – يا در زبوري كه بر حضرت داوود نازل كرديم – پس از آوردن در ذكر – يا در ام الكتابي كه در آسمان بوده كه يا لوح محفوظ است يا تورات و يا قرآن – نوشتيم كه : محققاً زمين را بندگان صالح ما به ارث ميبرند. طبرسي و ديگران در تفسير اين آيه از حضرت ابو جعفر امام محمد بن علي الباقر عليهما السلام روايت مينمايند كه ايشان فرمودند : «آنان ياران مهدي عليه السلام در آخر الزمان اند».
سربازان امام زمان (عج ) چه ويژگي هايي دارند و آيا ما مي توانيم جزء سربازان ايشان قرار گيريم ؟
۱-از يك نگاه، ياران امام زمان(عج)، به دو دسته تقسيم مىشوند. دستهى اول،
ياران خاص آن حضرتند كه مطابق روايات معصومين(ع)، سيصد و سيزده نفر
مىباشند. امام باقر(ع) كه فرمود: «فاذا خرج اسند ظهره الى الكعبه و اجتمع اليه
ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً»، (ميزان الحكمه، ج 1، ص 278، ح 1169).
نيز در برخى روايات آمده است كه امام زمان(عج) در زمان غيبت، غالبا در مدينه و
اطراف آن مىباشد و سى نفر از اين ياران خاص، وى را همراهى مىكنند و اين
عده، هيچ وحشت و ترسى ندارند: «عن على بن ابى حمزه، عن ابى بصير عن ابى
عبدالله قال لابد لصاحب هذا الامر من غيبة و لابد له فى غيبته من عزلة و نعم
المنزل مدينه و ما بثلاثين من وحشة»، (اصول كافى / ج 2 / ص 140، حديث 16).
سيصد و سيزده يار مذكور، پس از ظهور، هر يك در هر منطقه، به عنوان نماينده
ويژه آنحضرت است و به عنوان فرمانده ايفاى نقش مىكند.
رديف دسته اول نيستند. اين دسته داراى ويژگيهائى هستند كه به بعضى از آنها
اشاره مىشود:
الف. شناخت همراه با احساس عشق و محبت به آن حضرت. شناخت اگر فاقد
جنبه احساسات عميق قلبى باشد، به تنهائى محرك انسان نيست، همان گونه كه
احساس علاقه بدون شناخت كافى، جهتدهى درستى به انسان نمىدهد. مثلاً
در ارتباط با امام حسين(ع)، اگر فقط به شناخت تكيه شود، و اين شناخت با عواطف
قلبى آميخته نشود، او را به درياى موّاج عزاداران حسين، سوق نمىدهد. همچنان
كه تكيه به احساسات صرف و بدون شناخت لازم نيز از آنجا سر در مىآورد كه
عاشق حسين(ع)، بر سر بچهاش قمه مىزند. حتى در علم روانشناسى، اين
مطلب مطرح است كه براى جهتدهى رفتار، تلفيقى از شناخت و احساس ضرورى
است. اهميت شناخت امام زمان(عج) به اندازى مهم است كه پيامبر(ص) فرمود:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليهة». اين سخن، گرچه مربوط به
همه معصومين است اما شامل امام زمان(عج) هم مىگردد.
ب. مواظبت در امر دين: هر چه به زمان حضور نزديك مىشويم، جريان باطل فضاى
فكرى و عملى جامعه را به بيشترين ميزان ممكن، مىآلايد. در چنين شرايطى، پا
برجا و ثابت قدم بودن در باورهاى دينى، مشكلتر است. ياران امام زمان(عج)، بايد با
جديّت تمام، در اين راستا، كوشا باشند: «عن على بن جعفر عن اخيه موسى بن
جعفر(ع) قال: اذا فقد الخامس من ولد السابع فاللّه اللّه فى اديانكم لا يزيلكم عنها
احد، يا بنىّ انه لابد لصاحب هذا الامر من غيبة حتى يرجع عن هذا الامر من كان
يقول به، انّما هى محنة من اللّه عزّوجلّ امتحن بها خلقه، لو علم آباءكم و اجدادكم
دينا اصح من هذا لاتّبعوه...؛ على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر(ع) نقل
مىكند كه فرمود: هرگاه پنجمين فرزند هفتمين امام ناپديد شود، خدا را، خدا را،
نسبت به دينتان مواظب باشيد. مبادا كسى شما را از دينتان جدا كند. پسر جان،
ناچار صاحب الامر غيبتى كند كه معتقدين به امامت هم از آن برگردند. همانا امر
غيبت، آزمايشى است از جانب خداى عزّوجلّ كه خلقش را به وسيلهى آن بيازمايد.
اگر پدران و اجداد شما (امامان و پيغمبران پيشين)، دينى درستتر از اين سراغ
داشتند، از آن پيروى مىكردند»، (اصول كافى، ج 2، ص 132).
ج. انتظار ظهور: امام صادق(ع): «من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم
فى فسطاطه (چادر ـ خيمه)»، (ميزان الحكمه، ج 1، حديث 1205؛ حديثى مشابه
در اصول كافى، ج 2، ص 142، حديث 24 (95)
د. دقت در مكانهاى حضور آن حضرت: رواياتى داريم كه امام زمان(عج) در مواقف حج
و در مدينه حاضر مىشوند. در مورد مدينه قبلاً اشاره گرديد اما در مورد مواقف حج:
«عن عبيد بن زراره، عن ابى عبدالله(ع) قال: للقائم غيبتان، يشهد فى احديهما
المواسم يرى النّاس و لا يرونه؛ امام صادق(ع) فرمود: حضرت قائم(عج) را دو غيبت
است (غيبت صغرى و كبرى)؛ در يكى از آن دو غيبت (كبرى) در مواقف حاضر
مىشود و مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند. (اما در غيبت صغرى، فقط
خواص اصحاب او را مىديدند و مىشناختند»، (اصول كافى، ج 2، ص 138، ح 12).
ه. دعا در زمان غيبت آنحضرت: رواياتى داريم كه در زمان غيبت امام زمان(عج)، ما را
به دعا براى آنحضرت فرا مىخواند، آن هم دعاء غريق: «عن عبدالله بن سنان قال:
قال ابوعبدالله(ع) ستصيبكم شبهه فتبقون بلا علم يرى و لا امام هدى لا ينجو منها
الا من دعا بدعاء الغريق قلت و كيف دعاء الغريق قال تقول: يا الله يا رحمان يا رحيم،
يا مقلّب القلوب، ثبت قلبى عن دينك، فقال: ان اللّه عزّوجلّ مقلبّ القلوب و الابصار
و لكن قل كما اقول: يا مقلّب القلوب، ثبت قلبى على دينك»؛ (ميزان الحكمه، ج 1،
حديث 1187).
درباره امام زمان (کامل)
امام زمان(عج)
نام: محمّد.
پدر: امام حسن عسکرى(ع).
مادر: نرجس.
القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.
شکل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .
زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.
زادگاه: شهر سامراء.
غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.
نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:
1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وکيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسکرى عليهما السّلام.
2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.
3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.
4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.
محل اقامت نامبردگان بغداد ، و کليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.
غيبت کبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.
نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت کبرى: کسيکه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى کنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد
هنگام ظهور: آنگاه که منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از کسى جز او سخن نگويند.
محل ظهور: مکّه معظّمه.
محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان رکن و مقام.
نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى کنيد.
يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.
ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند که هسته مرکزى زمامدارى او را تشکيل دهند; و در حقيقت کارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و کارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود که از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.
روش حکومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).
شعاع و دامنه حکومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر کند در حالى که از جور و ستم پر شده باشد.
مرکز حکومت: مسجد کوفه ، ــ مرکز خلافت و حکومت جدّ بزرگوارش على(ع) .
چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اکـرم(ص) بر کافران و مشرکـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى که از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى که داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش کند ، آنچنان که مؤمنان را در حال شکست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل کفار و مشرکان فرو ريخت.
مدت زمامدارى: روايات که ـ اکثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.
وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همکارى نمايد.
برکات حکومت و رهبرى او: درهاى خير و برکت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا کشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان که مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند کسى را با آنها کارى نباشد.
(راه شناخت مهدى (عليه السلام)
براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و کيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن کريم و روايات معصومین (علیهم السلام)نیست. با اینکه در این زمینه و با اتکاى به همین آیات و روایات، بیش از هزار کتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور یقین مى توان گفت که در تمامى آنها، جز بخش کوچکى از معارف مربوط به این آخرین ذخیره الهى، تبیین نشده است. زیرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان که در باره امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرموده اند ـ کسى جز خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)به تمام و کمال نشناسد. و باز کلام خدا و پیامبر و اهلبیت را هرکسى به درستى فهم نتواند کرد.
علاوه بر این، خاصیت دوران غیبت است که نمى توان مطمئن بود که همه فرمایشات آنان به ما رسیده باشد.
با این همه، آنچه در پى مى آید تنها مرورى بر پاره اى عناوین و ذکر نمونه هایى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هایى از دریایى بى کرانه، که گفته اند:
آب دریا را اگر نتوان کشید***هم به قدر تشنگى باید چشید
(مهدى (علیه السلام) و قرآن)
الف) همپاى قرآن:
اینکه پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در سفارش مشهور خویش فرمود: «انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً» و بدین سان بر همپایى و همراهى خاندان خویش سلام اللّه علیهم با قرآن کریم، تأکید نمود، دلالت بر این دارد که در زمان ما، کتاب خدا قرآن کریم جز در کنار مهدى آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) که یگانه ذخیره و باقیمانده این دودمان پاک است، کتاب هدایت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگیرى نتواند کرد.
و نیز اینکه رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لایفترقان حتى یردا على الحوض» با توجه به اینکه در این عصر، وصایت و وراثت حضرت على(علیه السلام) در همه مقامات ولایتى و شئونات هدایتى اش تنها از آن حضرت مهدى (علیه السلام)مى باشد، بر چنین همراهى و همپایى و معیّتى، بین او و قرآن نیز دلالت دارد.
ب) شریک قرآن:
همه ائمه بزرگوار، «شرکاء قرآن کریم» شمرده شده اند چنانکه بطور ویژه در یکى از زیارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (علیه السلام) با تعبیر «السلام علیک یا شریک القرآن» از ایشان یاد شده است.
ج) تلاوت کننده و ترجمان قرآن:
از آن رو که تلاوت آیات کتاب خدا بهترین وسیله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هیچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نیست، حضرت مهدى (علیه السلام) که در این دوران والاترین درجات انس و بالاترین مقامات قرب الى اللّه را داراست، شایسته ترین کسى است که به عنوانِ «یا تالِىَ کتابِ اللّه و ترجمانَه» مى تواند مورد خطاب قرار گیرد.
د) قرائت کننده و تفسیرگر قرآن:
براى قرائت و تفسیر قرآن کریم چه کسى شایسته تر از حضرت مهدى(علیه السلام)است که در این زمان «چراغ هدایت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجینه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «ودیعت هاى رسالت» در این عصر تنها به او سپرده شده است؟ اوست که قرآن را چونان که پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و على (علیه السلام)قرائت مى کردند، قرائت مى کند و آنچنان که خداى محمد و على (علیهما السلام)مى پسندد و مقرر فرموده است، تفسیر مى نماید.
«السلام علیک حین تقرء و تبیّن».
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنیدن***به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن
هـ ) تعلیم دهنده احکام قرآن:
… صاحب الزّمان و مُظهر الایمان و مُلقِّن احکام القرآن…
«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشکار کننده ایمان و تلقین و تعلیم دهنده احکام قرآن.»
و) احیاگر قرآن:
در آخر الزمان که سنّت هاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسیارى از معارف این کتاب الهى از سوى کژ اندیشان به تحریف و تبدیل کشیده شده و حیات و حیات آفرینى آیاتش، در حصار جهل و هوس دنیا پرستان نادیده گرفته شده است، مهدى (علیه السلام)مى آید تا احیاگر این معجزه جاوید باشد و اسلام و مسلمین را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.
«اللهمّ جدّد به ما امتحى من دینک و أحىِ به ما بُدّلَ من کتابک و أظهر به غُیّر من حکمک».
«خدایا از دینت آنچه به نابودى گراییده بوسیله او تجدید فرما. و از کتابت آنچه دگرگونى و تبدیل پذیرفته بوسیله او احیا کن. و از احکامت آنچه را که تغییر یافته بوسیله او آشکار گردان.»
برخى ویژگى هاى ظاهرى
شبیه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم):
حضرت مهدى (علیه السلام) سیمایى چون سیماى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) روزى به امام حسین (علیه السلام) نظر افکنده به اصحاب خود فرمودند:
«در آینده خداوند از نسل او مردى را پدید مى آورد که همنام پیامبر شماست و در ویژگیهاى ظاهرى و سجایاى اخلاقى به او شباهت دارد.»
زیبا و خوش صورت:
زیبایى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، یا به گیرایى نگاه و نورانیّت صورت و جذّابیّت آن باشد، همگى در وجود نازنین یادگار پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به ودیعت نهاده شده است.
گشاده پیشانى:
پیشانى بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش مى افزاید، و چنان نورى بر چهره و جبین او پیداست که سیاهى موهاى سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار مى دهد.
میانه قامت:
قامتى نه دراز و بى اندازه و نه کوتاه بر زمین چسبیده دارد، بلکه اندامش معتدل و میانه است.
داراى دو خال مخصوص:
خالى بر چهره دارد که برگونه راستش همچون دانه مُشکى میان سفیدى صورتش مى درخشد و خالى دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد.
در باره شمایل ظاهرى امام زمان(علیه السلام) پاره اى صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب مى توان بدست آورد:
* آن حضرت رنگى سپید، که آمیختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد.
* از بیدارى شب ها، چهره اش به زردى مى گراید.
* چشمانش سیاه و ابروانش بهم پیوسته است و در وسط بینى او بر آمدگى کمى پیداست.
* میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است.
* میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیرالمؤمنین(علیه السلام)شباهت دارد.
* در وصف او وارد شده: «المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه کالقمر الدّرى علیه جلابیب النور».
«حضرت مهدى(علیه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهره اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه هایى از نور بر تن دارد. «اللّهم ارنى الطّلعة الرّشیدة والغرّة الحمیدة واکحل ناظرى بنظرة منّى الیه».
«بار خدایا ! آن جمال بارشادت و پیشانى نورانى ستایش شده را، به من بنمایان، و چشمم را به نگاهى به او، سرمه کن».
انتظار فرج
l رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم):
«طوبى للصابرین فى غیبته، طوبى للمقیمین على محبته».
ینابیع المودة، ج 3، ص 101.
خوشا به حال صبر کنندگان در ایام غیبتش، خوشا به حال پایداران بر دوستى و محبتش.
l امیرالمؤمنین (علیه السلام):
«انتظروا الفرج ولاتیأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج … والمنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فى سبیل الله».
بحارالانوار، ج 52، ص 123.
انتظار فرج بکشید و از رحمت خدا ناامید نگردید، زیرا محبوبترین اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است. و همانا منتظران فرج مانند شهیدانى هستند که در راه خدا، در خون خود مى غلتند.
l امام حسین (علیه السلام):
«… اما ان الصابر فى غیبته على الاذى والتکذیب، بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدى رسول الله صلى الله علیه و آله».
اعلام الورى، ص 384.
… به تحقیق که صبرکنندگان در غیبتش بر اذیت ها و تکذیب ها، مانند مجاهدان با شمشیر در سپاه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)هستند.
l امام زین العابدین (علیه السلام):
«من ثبت على ولایتنا فى غیبة قائمنا، اعطاه الله أجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد».
کشف الغمه، ج 3، ص 312.
هر که در دوران غیبت قائم ما، بر ولایت ما ثابت قدم باشد، خداوند پاداش هزار شهید مانند شهداى بدر و احد را به او عطا مى فرماید.
l امام صادق (علیه السلام):
«المنتظر للثانى عشر کالشاهر سیفه بین یدى رسول الله صلى الله علیه و آله یذب عنه».
غیبت نعمانى، ص 41.
کسى که منتظر امام دوازدهم است مانند کسى است که در کنار رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و براى دفاع از آن حضرت شمشیر مى زند.
l امام موسى کاظم (علیه السلام):
«طوبى لشیعتنا المتمسکین بحبّنا فى غیبة قائمنا، الثابتین على موالاتنا والبراءة من اعدائنا، اولئک منّا و نحن منهم، وقد رضوا بنا ائمة ورضینا بهم شیعة، طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا یوم القیامة».
الزام الناصب، ص 68.
خوشا به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما بر محبت و ولایت ما و بیزارى از دشمنان ما پایدار ماندند، آنها از ماو ما از آنهائیم. و همانا آنان امامت ما را پذیرفتند، ما هم آنها را به عنوان شیعیان خود پذیرفتیم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در کنار ما در روز قیامت اند.
l امام رضا (علیه السلام):
«ما أحسن الصبر و انتظار الفرج»
منتخب الاثر، ص 496.
چه بهتر است صبر کردن و انتظار فرج کشیدن.
l امام جواد (علیه السلام):
«افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج»
غیبت نعمانى، ص 180.
برترین اعمال شیعیانمان، انتظار فرج است.
امام هادى (علیه السلام):
«لولا من یبقى بعد غیبة قائمکم من العلماء الداعین الیه، والدّالین علیه، والذّابین عن دینه بحُجج الله، والمنقذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس ومردته، لما بقى احد الا ارتد عن دین الله. ولکنهم یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل».
بحارالانوار، ج 51، ص 156.
اگر نه این بود که پس از غیبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند که به سوى او دعوت مى کنند و مردم را بهحضرتش سوق مى دهند و از دینش با استدلالهاى الهى حمایت مى کنند و ضعیفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابلیس و یارانش، رهایى مى بخشند، پس به تحقیق هیچ کس نمى ماند جز اینکه از دین خدا بر مى گشت. ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شیعه را مى گیرند همانگونه که ناخداى کشتى، سکّان و فرمان کشتى را مى گیرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند





